مرتضى مطهرى
114
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىباشد منتهى به كوهستانى است كه قلههاى وى مانند دندانههاى شانه صف كشيده و منظره را مانند يك تابلو نقاشى كه در كنار كودكى قرار گيرد در دامنهء خود گسترده و قلههاى سر بلند وى پشت سر هم صف كشيده و سر گرم تماشا مىباشند . در يك گوشهء اين چمن بساطى پهن شده و مردى كه سيماى وى تقريباً چهل سال را نشان مىدهد با بچگانى چند كه قرائن مهر و عطوفت شهادت مىدهد كه فرزندان خودش مىباشند نشسته و طبقى از سيب در برابر دارند . در اين حلقه كه تشكيل يافته يكى سرگرم خوردن سيبى است كه در دست دارد و يكى سيب خود را مىبويد و يكى با اينكه سيبى در دست گرفته مانند بوتهء گلى به كنار پدر يازيده و باز هم سيب مىخواهد و يكى با اينكه محروميتى ندارد در صدد است خود را روى طبق انداخته و ديگران را محروم سازد ، كشمكش است . اين يك نظرى است كه « نظر اول » مىناميم . دوباره به همين قطعه عكس برگشته و خواهيد ديد كه يكپارچه مقواى سفيدى است كه لكههاى سياهى در سطحش قرار گرفته و با اشكال مختلفى برخى نسبتاً بزرگ و برخى نسبتاً كوچك و برخى نسبت به برخى دور يا نزديك يعنى فواصلشان نسبتاً بزرگ يا كوچك مىباشد و بس ، و اين نظر ديگرى است كه « نظر دوم » مىناميم . اكنون اگر از شما بپرسند كه آيا اين منظرهء پهناور با همهء خصوصياتى كه توصيف شد ( و البته هر چه بيشتر تماشا كرده و تعمق نماييد معلومات تازهترى دستگيرتان خواهد شد ) واقعاً در دست شما بوده و در اين سطح 12 در 8 سانتيمتر گنجيده و در وى مىباشد ، چه پاسخى خواهيد داد ؟ البته خواهيد گفت نه . هيچگاه يك منظرهء پانزده كيلومترى با محتويات زياد خود با همهء طول و عرض و عمق و مسافتهاى مختلف و خواص جسمى و روحى گوناگون كه در وى پيداست نمىتواند در يك صفحهء 12 ضربدر 8 بگنجد و هم نمىتوان گفت . بلكه اين عكس ، منظره را « نشان مىدهد » و گرنه روى صفحهء مقوا بجز لكههاى سياه و سفيد چندى كه دور بين عكاسى تهيه كرده ديگر چيزى نيست . ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا .